سخن پایتخت:
وقتی قوانین انتظامی برای درمان تمام دردها کافی نیست
محمدرضا حسینی
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۹
Share/Save/Bookmark
 
بسیاری از مشکلاتی که خیلی از ما در گیر آن هستیم، مشکلات فرهنگی و اجتماعی است. حسادت٬ رفتارهای دوگانه، قرض‌ورزی‌های شخصی٬ دروغ گویی٬ پشت سر دیگری حرف زدن و در نهایت ضربه زدن به فرد از جمله مسائلی است که در جامعه ایران کاملا مشهود و محسوس است. اینکه ریشه این رفتارها در کجا شکل گرفته٬ اینکه چرا هیچ نهاد فرهنگی به آسیب شناسی این موضوع نمی پردازد و اینکه چگونه به اینجا رسیدیم را باید به طور مشخص بررسی کرد.
 
 
خشونت اجتماعی
ایران جامعه از هم گسسته
 
سرویس اجتماعی
پایتخت، جامعه ایران یک جامعه پرخاشگر است٬ در زمینه آموزش به هیچکدام از ارزش های اخلاقی و مسائل فرهنگی در جامعه توجهی نمی‌شود. افراد فقط به فکر منافع فردی خود هستند٬ به کرات دیده ایم که حتی پدر به پسر و پسر به پدر رحم نمی کند هر یک تنها به خواسته های خود اهمیت می دهند. خانواده دیگر آن محفل گرم گذشته نیست. اختلاقات عقیده ای٬ تفاوت نسل ها٬ تفکرات متفاوت درباره ارزش ها و نوع نگرش به چگونه زیستن٬ همه باعث شده تا خانواده ها دچار شکاف عظیمی بشوند. در کمتر خانواده ایرانی می‌توان مشاهده کرد که چنین مشکلاتی وجود نداشته باشد٬ یا توانسته باشند با مشکلات خود به یک راه حل مسالمت آمیز رسیده باشند. این مشکلات باعث شده تا خانوداه ها از هم گسسته شوند٬ این از هم گسستگی هم به سرپستان خانواده صدمه جدی می زند و هم به فرزندان.
 
خیلی از این اختلافات ریشه در درک نکردن یکدیگر و رفتارهای دوگانه افراد دارد٬ امروزه هیچ الگوی مشخصی برای افراد وجود ندارد٬ همین مساله باعث می شود تا مردم برای رسیدن به خواسته های خود دست به دامان دروغ‌گویی و دیگر مسائل بشوند.
 
 
تقابل فرهنگ ها
 
پیشرفت تکنولوژی و فراگیر شدن شبکه های مجازی و رسانه ها٬ باعث شده است تا الگو های فرهنگی متعددی در جامعه شکل بگیرند. تقابل این الگوها در نسل های جوان و تضادهای متفاوتی که در ببین آن ها وجود دارد٬ باعث ایجاد تقابل و درگیری بین فرهنگی شده است٬ اینکه یک پسر یا دختر جوان با توجه به تعدد الگوهای فرهنگی کدام یک را باید در زندگی خود انتخاب کند٬ باعث شده تا این انتخاب با مشکلات مختلفی مواجه شود.

جامعه ما در حال حاظر دچار سردرگمی فرهنگی شده است٬ نمی توان تکنولوژی را سرزنش کرد. نمی توان غرب و الگوهای متعدد را مورد نقد قرار داد. بلکه باید جامعه بی شکل امروزی ایران را ملامت کرد. اگر خانواده های سنتی ما علم بیشتری نسبت به فرهنگ خود داشتند و یا نظام های آموزشی ما با فرهنگ سازی و بررسی الگوهای جهانی٬ به یک نظام واحد می رسیدند و آن را بدون هیچ تعصبی به جامعه معرفی می کردند٬ شاید امروزه شاهد این مشکل عظیم فرهنگی و اجتماعی نبودیم.
 
متاسفانه هیچکدام از مسئولین و نهادهای مربوطه توجهی به این موضوع نداشته اند و ندارند. ما هیچ تشکل واحدی در کشور به عنوان یک نهاد تحقیقی در مورد این موضوع نداریم. هیچ راهکار عملی در برابر این موضوع طراحی نشده است. چرا جوان و پیر باید به همدیگر حسادت کنند و پشت سر همدیگر حرف بزنند؟ چرا دروغ گویی انقدر در جامعه زیاد شده که اگر بخواهیم به حقیقت موضوع پی ببریم نمی توانیم به آن دست یابیم؟
 
جامعه را به راستی چه شده؟ اختلاف و گسست های خانوادگی٬ تنش های روزانه و غیره، باعث شده تا جامعه ما به یک جامعه درمانده تبدیل شود. حال باید چاره ای اندیشید چاره ای که به جز پاسخگویی با بازداشت و شکایت است. جامعه امروز ما بیش از آنکه به قوانین انتظامی نیاز داشته باشد، نیازمند نگاهی نو است تا راه چاره ای باشد برای دردهای بیشمار...
کلمات کليدی: مردم ایران بزرگ، سیاست در ایران ، جامعه ایران ، حجاب و خشونت ، انتقاد ، قوانین انتظامی
>ساير عناوين سرويس جامعه را در اين صفحه مشاهده کنيد<
کد مطلب: 78196