۲
حمید خواجه‌پور، کارشناس حوزه سلامت:
حق خود را می‌گیریم حتی...!
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۳۰
Share/Save/Bookmark
 
 
 
سرویس سلامت پایتخت، بروز مشکلی کلان در ساختار سلامت یا بهداشت جامعه در ایران هم مانند هر کشور دیگری، مردم را متوجه مسئولان امر می‌کند و به‌خاطر کوتاهی در انجام وظایف، مستحق ملامت تشخیص داده می‌شوند. همه ما بلافاصله نقدهای ریزودرشت نثارشان می‌کنیم و راه‌های پیشگیری از تکرار این حوادث را برایشان ردیف می‌کنیم. البته بعد هم منتظر می‌مانیم تا معضل بعدی رخ نشان دهد تا دوباره همان مسائل را بازگو کنیم. اما آیا ما هم مانند مردم سایر کشورها، سهم خود را در انجام صحیح وظایفی که در قبال جامعه داریم، پذیرفته‌ایم یا فقط در مقام منتقد سعی در اصلاح امور از طریق افرادی معدود یا همان «مسئولان امر» داریم؟ البته پاسخ‌گونبودن مسئولان یا کوتاهی در پیگیری امور مربوطه، هیچ‌گاه توجیه‌پذير نیست و باید از طریق قانونی به طور مرتب تحت نظارت باشند. اما آنچه به این امر، وجهی منطقی داده و به آن اعتبار می‌بخشد، وجود بستر مناسب و رعایت قوانین و مقررات همراه با اجرای کامل نقشی است که برعهده تک‌تک افراد جامعه است. «رالف دارندورف» در کتاب «انسان اجتماعی»، نقش اجتماعی هر فرد را در جامعه‌ای که در آن زیست می‌کند، تحت عناوین اجباری، ایجابی و اختیاری مورد بررسی قرار داده و اهمیت وجود ضمانت‌های اجرائی برای هر یک از آنها را با توجه به اهمیتی که در ادامه حیات جامعه دارند، به‌خوبی شرح داده است.

هم‌خوانی‌نداشتن ضمانت اجرائی تعریف‌شده برای نقش‌های یادشده با دامنه زیان‌های احتمالی که در اثر عدم ایفای آنها بر بدنه جامعه وارد می‌شود، تعادل نسبی حاکم بر جامعه را به سمت ازدیاد ناهنجاری‌های اجتماعی برهم خواهد زد؛ مسئله‌ای که بازندگان اصلی آن درنهایت، کسی جز خود فرد نخواهد بود. به‌طور مشخص، نقش اجباری هر فرد در جامعه را که می‌توان آن را انتظارات اجباری جامعه از فرد نیز دانست، قوانین و مقررات روشن می‌کنند. هرچه این نقش‌ها درست‌تر و کامل‌تر اجرا شوند و افراد بیشتری به انجام آنها اهتمام داشته باشند، وجدان جامعه بیدارتر و پویاتر است و ماحصل آن نیز که تأمین سلامت روانی و جسمی جامعه است، به تک‌تک افراد بازخواهد گشت. درمقابل، هرچه افراد جامعه کمتر در تقویت این وجدان جمعی تلاش کنند یا فکر کنند که نقش آنها در این زمینه اهمیتی ندارد، صدمات حاصله نیز مستقیم یا غیرمستقیم باز متوجه خودشان خواهد شد. تأثیر عملکرد اغذیه‌فروش کوچک سرمحل بر کدرشدن این وجدان جمعی که سالی یکی، ‌دوبار مغازه‌ وی به خاطر عدم رعایت نکات بهداشتی پلمب می‌شود یا ضربه‌ای که از پیداشدن ده‌هاتن آبلیموی تقلبی در کارخانه‌ای بزرگ و معروف وارد می‌شود، در نظر اول به زیاده‌طلبی‌های مالی و بی‌توجهی به قانون ربط داده می‌شود. تکرار آنها نیز به ضعف قوانین و جریمه‌هایی ناهمگون با جرم بازمی‌گردد. اما با کمی دقت و مقایسه با مواردی همچون قاچاق مواد مخدر، متوجه می‌شویم که صرف وجود قانون یا محدودیت‌ها و جریمه‌های سنگین‌تر نیز همیشه راه‌حل نهایی نیست و علت اصلی را باید در کم‌رنگ‌شدن وجدان جمعی جست‌وجو کرد. در شرایط کنونی که رویکرد بسیاری از ما در مواجهه با مسائل روزمره به جایی رسیده است که نقش‌های الزامی اجتماعی خود را در راستای منفعت‌طلبی حداکثری خود فراموش کرده‌ایم، تبعات ریزودرشت مشکلات برای سایرین و درنهایت برای خودمان بی‌اهمیت می‌شود. برخی از این بی‌قانونی‌ها به دلیل ناآگاهی است اما تکرار چندین‌باره موضوع، فقط نشانگر ازبین‌رفتن قبح آن و تبدیل‌شدن خطاها به عرف، نزد جامعه است. مثلا در ماجرای واردات روغن پالم، آیا می‌توان پذیرفت که تمامی فیلترهای انسانی موجود در این پروسه، از قبیل واردکننده کالا، کارشناس وزارت بازرگانی، کارشناس وزارت بهداشت، کارشناس گمرک، مسئول خرید، مسئول فنی کارخانجاتی که این مواد را در محصولاتشان مورد استفاده قرار می‌دهند و ... همگی از این امر بی‌خبر بوده‌اند؟ مثال‌های متعددی از این دست به‌خوبی روشن می‌کنند که در تمام مراحل، هرکسی فقط به فکر منفعت لحظه‌ای خود بوده و لاغیر. درست است که دلیل ابتدایی هر عملی در راستای حصول یک منفعت خاص است، اما توجه به عدم واردشدن صدمه به دیگران در قبال انجام این رفتار یا در حالتی اخلاق‌گرایانه‌تر، ایجاد منفعتی ضمنی برای سایرین در کنار سود خود را اکثر ما از یاد برده‌ایم! پدیده‌ای که روزبه‌روز علائم آن در جامعه ایرانی با مشاهده اخباری غیرقابل‌باور خود را نمایان‌تر می‌کند. آنچه ١٥سال پیش در کتاب «پیرامون خودمداری ایرانیان»، نوشته «حسن قاضی‌مرادی»، نوشته شد، به نظر کمی غلوآمیز می‌آمد اما به مرور زمان و با مشاهده وضعیت حال‌حاضر، حتی محافظه‌کارانه و همراه با مراعات بسیار به نظر می‌رسد! کار به جایی رسیده که به هم‌وطن و حتی همسایه یا فامیل نزدیک خود هم رحم نمی‌کنیم. ناگفته نماند که در بهترین حالت ممکن، احتمال دارد برای آسودگی وجدان شخصی، کمکی هم به محک یا کهریزک کنیم. اینجاست که ترس از کم‌رنگ‌شدن روبه‌تزاید وجدان جمعی، خود را بیشتر نمایان می‌کند و با ادامه بی‌تفاوتی تک‌تک ما نسبت به این مسئله یا دامن‌زدن به تعارفات معمول ولی مخرب موجود، باید منتظر مواجهه با بحران‌های اخلاقی - اجتماعی بزرگ‌تری باشیم. نسل‌های جدید هم در خارج‌شدن از خطوط مسلم عرفی، بی‌باک‌ترند. شاید یکی از شروط اساسی برخورداری از وجدان جمعی سالم و پویا، به نوع تعلیم و تربیت کودکان آن جامعه برمی‌گردد. وقتی والدین مهربان ولی سرخورده از وضعیت خود، به‌جای تقویت روحیه جمعی و همکاری در فرزندان خود، مدام مشغول تلقین این نکته باشند که حق خود را از جامعه بگیرید – حتی به‌زور- به‌زودی با نسل‌های طلبکارتری روبه‌رو می‌شویم که انگار آمده‌اند فقط حق خود را از جامعه بگیرند!
>ساير عناوين سرويس سلامت و زیبایی را در اين صفحه مشاهده کنيد<
کد مطلب: 60122


 
آرزو
United States
۱۳۹۵-۰۲-۱۹ ۲۲:۱۸:۳۱
آيا حق داده ميشود يا گرفته ميشود (6809)
 
حمید
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۲-۲۸ ۱۰:۰۲:۴۶
متن مقاله پاسخیست به این سوال در حیطه ای خاص (6866)